شهمردان بن أبى الخير رازى
96
روضة المنجمين ( فارسى )
ردّ نور : از دو گونه است اول آنك ستاره ساقط بوذ و بستاره [ ى ] پيوندذ كه او ( 81 ) نظر با طالع دارذ پس نور او ، رد كرذه باشذ ، دوم آنكه خذاوند طالع و حاجت بهم نظرى ندارند پس كوكبى بهردو پيوندذ چنان بوذ كه نور ايشان رد كرده . ردّ : آنست كه به جهت ضعيفى را اتصال نتوانذ پذيرفتن و از دو گونه افتذ اول آنك راجع بوذ و دوم تحت الشعاع و اين را تحيّر خوانند و دليلست بر تخليط كارها و اين ردّ بعضى بصلاح بازگردذ و بعضى از فساد . امّا ردّ بصلاح سه گونه است : اول آنك ستاره تدبير همى دهذ اندر خانه يا حظّى ازين ستاره راجع يا محترق بوذ . دوم آنك هردو اندر وتد يا در مايل يكديگر باشند . سوم آن بوذ كه اين كوكب كه تدبير همىدهذ در وتد يا مايلى وتد طالع بوذ و كوكب راجع كه رد همىكنذ ساقط باشذ از طالع ، پس اين ردها بصلاح بازگردذ . و ردّ بفساد از دو گونه است : اول آن بوذ كه كواكب راجع در وتد يا در مايلى وتد طالع بوذ كوكب مستقيم تدبير دهنذه ساقط باشذ اول زيان ندارذ ليكن عاقبت تباه گردانذ . دوم آنست كه هردو ساقط باشند ضعيف حال و زايل از طالع ، اول و آخر زيان دارذ . دفع قوّت : ستاره [ ى ] اندر خانه [ ى ] بوذ كه او را اندر آن حظّى يا شهادتى باشذ پس او بستارهء پيوندذ ، چنان بوذ كه قوت خويش بذو دهذ . دفع طبيعت : آن بوذ كه ستارهء به خداوند خانه پيوند [ د ] كه او را اندر آن خانه حظّى بوذ چون خانه يا شرف يا حد يا مثلّثه يا صورت ، و چون هردو اندر آن خانه حظّى باشذ دفع طبيعتين گويند چون قمر ( 82 ) كه بزهره پيوندذ از ثور و هر اتصالى كه بوذ دفع تدبير خوانند اگر به نظر دوستى بوذ نيك باشذ و به نظر دشمنى مخالف و عداوت و اين از بهر حاجت به كار آيذ چنانك مسئلهء از خصومتى يا جنگى افتذ و زحل دليل بوذ ، اگر مشترى به او پيوندذ و خاصّه از دوستى دليل كنذ بر صلح و مودّت و اگر بمرّيخ نظر دارذ خاصّه از دشمنى گوييم تدبير خويش بمرّيخ همىدهذ [ و ] دليل بوذ بر خصومت و فتنه . منع : آنست كه سه ستاره در خانه [ ى ] باشند بدرجهاى مختلف پس ستاره ميانگين منع كنذ مقارنه اول با سوم ، و اگر بخانهاى مخالف باشند بر نظر يكديگر پس اين مخالفت منع كنذ اتصال را ، و دوم آنكه دو ستاره اندر برجى باشند بر نظر مجامعت و ستاره سبكرو بذو پيوندذ از نظر [ ى ] ديگر ، پس اين مجامعت منع كنذ اتصال را تا ازو بگذشتن .